این وبلاگ بیشتر برای به نمایش گذاشتن مطالب علمی در بخش ساینس و مخصوصا زراعت می باشد
 

آبیاری وانواع آن

آبياري

عبارتست از رسانيدن آب کافي به خاک به منظور تأمين رطوبت لازم براي رشد گياه



  هدف از آبياري :

1 – تأمين رطوبت لازم براي رشد گياه
2 – کم کردن خطر يخبندان
3 – از بين بردن و يا کم کردن نمک موجود در گياه
4 – حاصل خيز کردن و اصلاح اراضي کم قوت و شني به کمک آبهايي که داراي املاح معدني هستند.
5 – ايجاد سهولت و امکان اجراي عمليات زراعي
6 – کنترل درجه حرارت براي رشد بهتر گياه
 



  روش هاي آبياري :

به هر روشي که بتوان آب را به پاي بوته رسانده و رطوبت مورد نياز گياه را تأمين کرد، روش آبياري مي گويند که عبارتست از :

1 – آبياري سطحي يا ثقلي :
در اين روش آب تحت تأثير ثقل به حرکت درآمده و تمام (در کراتي ونواري) و يا قسمتي (در نشستي) از سطح مزرعه را مرطوب مي سازد.

2 – آبياري با لوله هاي تحت فشار :
آب در شبکه اي از لوله ها به صورت تحت فشار جريان داشته و به صورت باران (باراني) و يا به صورت قطرات ( قطره اي) رطوبت خاک را تأمين مي کند.

3 – آبياري زير زميني :
آب از زير خاک وارد شده و فقط به مقدار بسيار کمي که ممکن است سطح خاک را مرطوب کند.
 



  آبياري کرتي :

 

در اين روش زمين به قطعاتي که داراي سطح صاف و بدون شيب هستند، تقسيم مي شود.
پشته ها در اطراف کرتها ساخته مي شوند که آب در داخل کرت باقي بماند.
 



  معايب آبياري کرتي :

1 - احتياج به عمليات تسطيح دقيق دارد و معمولاً هزينه زيادي را مي طلبد.
2 – وجود پشته هاي اطراف کرت به عنوان مانع بزرگي براي عمليات کاشت، داشت، برداشت مکانيزه
3 – در صورت ضعيف بودن زهکشي طبيعي، منطقه احتياج به ايجاد زهکش دارد.
4 – زمين قابل ملاحظه اي بوسيله مرزها و نهرها اشغال مي شود و سطح مفيد زير کشت را کاهش مي دهد.
 



  اندازه کرت :

اندازه کرت متفاوت است. اندازه کرت به عواملي چون نوع خاک، مقدار جريان ، عمق آبياري ، اندازه مزرعه، شيب زمين، شيوه زراعت بستگي دارد.  



  طول کرت :

طول کرت عامل مهمي است در پخش يکنواخت آب . در شرايط مختلف از 400 – 600 متر بسته به عواملي چون جنش خاک، شيب طولي کرت، دبي جريان، نفوذ پذيري خاک متغير است.  



  عرض کرت :

عرض کرت تابع شيب عرضي زمين، شيب طولي کرت، مقدار آبدهي ، نوع محصول و عرض کار ماشين آلات زراعي است و درهر صورت بين 20 – 5 متر و گاه 30 متر است.  



  طول مدت آبياري کرت :
معيار در آبياري کرتي اين است که :

1 – حجم آبي که وارد کرت مي شود به طور متوسط به اندازه عمق ناخالص آبياري (fg) براي پوشانيدن سطح کرت کافي باشد.
2 – زمان تماس آب با خاک در انتهاي کرت معادل زمان لازم براي نفوذ عمق خالص آبياري (fn) باشد.
T = زمان آبياري
Q = دبي ورودي به کرت
Fg= عمق ناخالص آب آبياري
A = سطح کرت
T × Q = Fg × A
 



  محاسبه آب ورودي به کرت :
روش کار :

1 – ابعاد کرت را با متر اندازه گيري مي کنيم تا سطح آب مشخص شود.
2 – باتوجه به بافت خاک و گياه مورد کشت عمق خالص آب آبياري را تعيين مي کنيم.
3 – زمان آبياي را اندازه گيري مي کنيم
4 – با توجه به بافت خاک راندمان مصرف آب را بدست مي آوريم.
5 – از فرمول زير دبي آب ورودي به کرت را محاسبه مي کنيم.

Fn × A

 

 

 

 


 

T =

600 ×Q × E

 

 

 

 


  آبياري نشستي :

عبارتست از ايجاد جويچه هاي کوچک به نام شيار در طول مسير آبياري که معمولاً داراي شيب ملايم (کمتر از يک درصد) است.  



  تعيين ابعاد نشستي :

ابعاد جوي و پشته در آبياري نشتي به عوامل زير بستگي دارد :
1 – حرکت آب در خاک
2 – نوع گياه
3 – شيوه زراعت
 



  آبياري تحت فشار :

در اين روش ، جريان آب با استفاده از موتور و پمپ در شبکه اي از لوله هاي اصلي و فرعي به صورت تحت فشار جريان مي يابد.

انواع آبياري تحت فشار :
آبياري باراني :
روشي است که در آن آب آبياري را با سرعتي مساوي و يا کمتر از نفوذ پذيري خاک به صورت باران بر سطح زمين پخش مي کنيم. مجموعه وسايل و لوله هايي که اين آب را از منبع آبي تا دهانه آبپاش منتقل مي کند شبکه آبياري باراني ناميده مي شود.

موارد استفاده از آبياري باراني :
1 - خاک بيش از حد متخلخل است و با آبياري سطحي توزيع يکنواختي بوجود نخواهد آمد
2 – عمق خاک حاصلخيز کم بوده و نمي توان تسطيح لازم براي آبياري سطحي بوجود مي آورد.
3 – شيب زمين زراعي تند و خاک به سادگي قابل فرسايش باشد.

مزاياي آبياري باراني
1 – صرفه جويي در مصرف آب به علت تلفات کم آب آبياري و امکان آبياري کم و مکرر
2 – عدم نياز به تسطيح در زمين هاي داراي پستي و بلندي
3 – کاهش هزينه کارگر آبيار نسبت به روش هاي سطحي
4 – دما و رطوبت گياه را مي توان کنترل کرد

معايب آبياري باراني :
1 – هزينه زياد
2 – زياد بودن مقدار تبخير در حين پاشش
3 - کم شدن درجه حرارت هواي محيط در موقع تبخير و کند شدن رشد گياه
4 – مشکل شدن عمل لقاح در موقع آبياري

اجزاي اصلي سيستم آبياري باراني :
1 – منبع آب
2 – منبع تأمين فشار
3 – شبکه لوله ها شامل لوله هاي اصلي و لوله هاي جانبي
4 – آب پاشها
5 – ضمائم

سيستم هاي آبياري باراني :
الف) سيستم هاي با جابه جايي متناوب :
در اين نوع سيستم ها معمولاً لوله هاي فرعي متحرک بوده و بعد از هر آبياري به محل جديد خود منتقل شده و شروع به آبياري مي کند.

ب) سيستم هاي با جابه جايي ( حرکت ) مداوم :
در اين سيستم به اندازه کافي لوله هاي فرعي وجود دارند و لذا احتياجي به جابه جايي لوله ها براي تمام يک دوره آبياري نيست
آبياري قطره اي :
در اين روش آب از منبع تا پاي بوته، به وسيله لوله هاي آبرساني به حالت تحت فشار منتقل و در انتها به صورت قطراتي از شبکه لوله ها خارج و در پاي بوته ريخته مي شود.
 



  موارد استفاده از آبياري قطره اي :

1 – در اقليم هاي معتدل
2 – در باغ هاي ميوه جوان که ريشه درختان توسعه چنداني ندارند
3 – در گياهاني که فاصله بوته ها کم و تعداد آنها در واحد سطح زياد است
4 - در استفاده از آب هاي لب شور

مزاياي آبياري قطره اي
1 – به سبب کاهش تبخير از سطح خاک و نفوذ عميقي ناچيز کارايي مصرف آب را افزايش مي دهد.
2 - با کاهش سطح مرطوب خاک، مشکلات ناشي از وجود حشرات و بيماري ها و رشد قارچ ها نيز کاهش مي يابد.
3 – آبياري قطره اي مانع عمليات داشت نمي شود
4 – امکان کود دادن همراه با آب آبياري وجود دارد

معايب آبياري قطره اي :
1 – هزينه زياد در تأسيس آن
2 – محصولات زراعي مانند گندم را که به صورت متراکم کشت مي شوند، نمي توان با روش قطره اي آبياري کرد.
3 – اساسي ترين مشکل در آبياري قطره اي مسدودشدن مجراي باريک عبور آب در قطره چکان ها است.

اجزاي اصلي شبکه آبياري قطره اي :
1 – قطره چکان ها
2 – لوله هاي جانبي
3 – لوله هاي اصلي
4 – تأسيسات آبگير
5 – دستگاه هاي تنظيم کننده فشار
6 – دستگاه هاي تصفيه آب

اجزاي فرعي شبکه آبياري قطره اي :
1 – فشار سنج
2 – دما سنج
3 – دستگاه هاي اندازه گيري دبي
4 – تانک کود
5 – ادوات خودکار و کنترل از راه دور
 



  دستگاه هاي کنترل مرکزي :

وسايل کنترل مرکزي به مجموعه اتصالاتي گفته مي شود که در شبکه لوله ها بين تأسيسات آبگير و نقطه ورودي لوله هاي توزيع کننده نصب مي شوند. عبارتند از :
1 – موتور پمپ
2 – سيلکون
3 – فيلتر شن
4 – تانک
5 – مرکز کنترل
6 – فيلتر توري

دستگاه هاي تصفيه آب :
کيفيت آب يکي از عوامل مهم در آبياري قطره اي است. در صورتي که آب آبياري از کيفيت مطلوبي برخوردار نباشد و وجود مواد زائد در آن موجب انسداد قطره چکان ها شود، مجبوريم در تصفيه آن کوشا باشيم. مواد محلول مضر مي تواند يونهاي آهن و کلسيم، مواد معلق رسي، سيلت و موجودات ميکروسکوپي يا اسپور قارچها باشند.
 

اهمیت برگ درغذاسازی

برگ (ارسال 1387/07/30)
بازگشت
   برگ:
برگ كارخانه غذا سازي گياه است.
برگ گياهان بيشترين مقدار سبزينه يا كلروفيل را دارا هستند.
برگ گياهان با عمل فتوسنتز غذاسازي مي كند.


اگر به مقطع عرضي يك برگ توجه كنيد از بالا به پايين بخش هاي زير را مي توانيد مشاهده كنيد.
1) روپوست بالايي
2) سلول هاي سبزينه دار شامل سلولهاي نرده اي دراز و باريك و سلول هاي حفره اي
3) رگ برگ ها (آوندهاي چوبي و آبكشي)
4) روزنه (سوراخ هايي براي تبادل گاز ها)
P40

عمل غذاسازي (فتوسنتز) هنگامي كه نور خورشيد به برگ گياهان مي تابد گياه با جذب انرژي نوراني خورشيد و انجام واكنش هاي پيچيده شيميايي در برگ مواد غذايي مي سازند و اكسيژن آزاد مي كند.


در برگ گياه سبزينه دار دانه هاي سبز رنگي به نام كلروپلاست وجود دارد. در درون كلروپلاست ملكول شيميايي كلروفيل وظيفه آن غذاسازي است.

چگونگي عمل فتوسنتز در غشاء تيلاكوئيد مولكول هاي كلروفي

برگ :
برگ كارخانه ي غذاسازي گياه است. بيشترين مقدار سبزينه (كلروفيل) گياه كه محل غذاسازي گياه است. در برگ ذخيره شده است. با وجود آنكه برگ در گياهان مختلف به شكل هاي بسيار گوناگوني ديده مي شود،‌كار اصلي آن در همه گياهان تقريباً يكي است. در پوسته نازكي كه پشت و روي برگ را مي پوشاند، سوراخ هاي بسيار ريزي به نام روزنه وجود دارد كه فقط با ميكروسكوپ ديده مي شوند. سلول هاي وسط برگ از اين راه كربن دي اكسيدهوا را براي عمل غذاسازي و اكسيژن را براي تنفس مي گيرند. آب و مواد معدني لازم نيز از راه رگ برگ ها از طريق ساقه به برگ مي رسد، رگ برگ ها، مجموعه آوندها بوده و به آوندهاي ساقه و ريشه متصل اند.
هر برگ غيراز رگ برگ، دم برگ و پهنك هم دارد. دم برگ قسمتي است كه برگ به وسيله آن ساقه متصل مي شود. پهنك قسمت سطح برگ را معمولاً نازك است مي گويند. شكل پهنك در برگ گياهان مختلف بسيار متفاوت است. لبه ي پهنك هم ممكن است صاف يا دندانه دار يا داراي بريدگيهاي عميق باشد، اگر برگ فقط يك دم برگ داشته باشد، آن را ساده مي گويند. اما در بعضي از گياهان، به هر دم برگ تعدادي برگچه متصل است. در اين حال برگ را مركب مي نامند.




فتوسنتز:
در بررسي ساختمان برگ، سلول هاي سبزينه (كلروفيل) درون دانه هاي سبزرنگي به نام كلروپلاست قرار دارد. كلروپلاست مانند آشپزخانه ي سلول هاي گياهي است. هر كلروفيل، ملكول شيميايي است كه مانند سرآشپز تهيه غذا را به عهده دارد. در انجام اين كار ، ماده هاي رنگي به او كمك مي كنند. بخشي از عمل غذاسازي گياهان (فتوسنتز) نيازمند نور خورشيد است و قسمتي از آن احتياج به نور ندارد. درست مثل اينكه برخي كارهاي مربوط به تهيه غذا به انرژي حرارتي اجاق احتياج داشته ( مثل پختن) و بعضي كارها نيازي به گرما ندارند. (مثل آماده كردن گوشت، پاك كردن برنج و ...) مواد اوليه مورد نياز براي غذاسازي گياهان آب و كربن دي اكسيد بوده و محصول آن مواد قندي در اكسيژن است.
در خرما و نيشكر مواد قندي فراوان است و در زيتون و بادام مواد چربي زياد است. گياه در سلول هاي برگ ابتدا مواد قندي را مي سازد و سپس آن ها را به مواد ديگري تبديل مي كند. مواد غذايي توليد شده در برگ از طريق آوند آبكش به جوانه ها، گل و ميوه و ساير قسمت هاي گياه برده مي شود.

محیط زیست

دانشمندان و مولفین آثار علمی معمولا در پایان مطالعه و تحقیق خویش، برداشت کلی خود را از موضوعی که به پایه تکمیل رسانیده اند در یکی دو جمله به نام تعریف ارایه میکنند که در حقیقت آخرین برداشت خود را در آغاز اثر خود مینویسند تعریف از هر علم، برداشت عالم از محتوای آن است. چون برداشتهای هر کس و حتی دانشمندان یک ساحه مشخص علم از همدیگر متفاوت اند لهذا تعریف هایی را که ارایه میکنند نیز متفاوت می باشند. به همین خاطر بعضی از مولفین معاصر از این سنت گذشتگان روی برگشتانده اند، بل تعریف را به خواننده حواله میکنند.

ارایه تعریف محیط زیست نظر به ابعاد وسیع موضوع، کار دشواریست، لهذا به منظور ایجاد زمینۀ تفکر روی موضوع، سه تعریف را از منابع مختلف برگزیده ایم که اگر هر سه را در هم مدغم کنیم تعریف جامع تری به دست خواهد آمد.
1-    هر آنچه اجسام حیه و عملیه های حیاتی را فرا گرفته و با آن در عمل متقابل قرار دارد محیط زیست است.
2-    محیط، محل زیست موجودات زنده را گویند که در برگیرنده اجسام حیه و مواد غیر زنده میباشد که در پیرامون او قرار دارد و بالایش به نحوی تاثیر میگذارد.
3-    و بالاخره به عبارت ساده تر، تمام عوامل و شرایط تاثیر گذار بالای اجسام حیه به شمول خود اجسام حیه شامل در یک سیستم حیاتی محیط زیست خوانده میشود.
بنابر هر سه تعریف ارایه شده در محیط زیست مجموعه عوامل زنده و غیر زنده مجموع عوامل بیولوژیکی، کیمیاوی و فزیکی می باشد که در شرایط معین (زمان معین و مکان معین) بالای موجود زنده تاثیر میگذارد.
از آنجا که امکان تغییر مکان زنده جانها از یکجا به جای دیگر وجود دارد بنابر آن محیط زیست آنها نیز تغییر میکند. به هر حال، هر موجود زنده تحت شرایطی زندگی کرده میتواند که برایش قابل تحمل باشد.
هر آن جا که حیات نیست، محیط زیست نیست یا در جهت دیگر جایی که برای زیست نیست در آن جا حیات نیست.
آن بخش زمین که در آن حیات ممکن است و امکان زیست وجود دارد به نام بایوسفیر یاد میگردد.
بایوسفیر: آن ساحۀ کره زمین را در بر میگیرد که در آن جا زندگی وجود داشته همواره تجدید گردیده و رشد یابد و نیز در اثر انجام فعالیت های حیاتی تغییراتی در آن به جود آید و مشتمل است بر:
-    پوشش خاکی بخشی از قشر زمین تا اعماق 100 تا 200 متر
-    آبهای حوضها، جهیل ها، دریاها و اقیانوس های تا اعماق 10 کیلومتری آن
-    جو زمین تا ارتفاع 10 الی 15 کیلومتر
مجدداً یاد آوری میشود که: حیات بر روی زمین به صورت طبیعی صرف در محدوده بایوسفیر ممکن است. بیرون از آن بدون کاربرد وسایل و تجهیزات تخنیکی ممکن نیست. بنابر آن فضانوردانی که از بایوسفیر بیرون میشوند تحت شرایط مصنوعی و کاربرد وسایل و تجهیزات تخنیکی وقت خود را سپری میکنند، در حقیقت از محیط زیست خود خارج شده با استفاده از امکانات تخنیکی چند روزی را در آن جا سپری می نمایند.

تقسیم بندی محیط
محیط نظر به مواصفات اساسی خود عمدتا به دو بخش تقسیم میشود که یکی محیط طبیعی و دیگر محیط مصنوعی (ساخت انسان) می باشد. در بعضی تالیفات محیط را به سه بخش تقسیم می نمایند که محیط اجتماعی را به آن علاوه میکنند (که منظور محیط اجتماعی انسان است)

1-    محیط طبیعی:
در محیط طبیعی فکتور های شامل در محیط، ماهیت طبیعی خود را حفظ نموده است. در حالی که دست بشر به تمام نقاط جهان رسیده و کمتر محیطی را میتوان یافت که کاملا دست نخورده باقیمانده و فعالیت انسان به نحوی بر آن تاثیر نگذاشته باشد.
لهذا محیط هایی را میتوان طبیعی خواند که در ان جریان های طبیعی غالب بوده با وجود مداخله بشر ماهیت اصلی خود را حفظ نموده باشد.
جنگلها، دشتها، کوهها، علفزارها، دریاها، خلیج ها، تالابها، بحیره ها و ابحار همه محیط های طبیعی اند، به شرطی که مداخله انسان ماهیت اصلی آنها را دگرگون نکرده باشد.
محیط طبیعی عمدتاً از دو دسته عوامل تشکیل گردیده است: یکی عوامل حیه و دیگر عوامل غیر حیه که هر دو دسته عوامل بالای یکدیگر تاثیر گذاشته و از همدیگر تاثیر می پذیرند.
i-    عوامل غیر حیه:
عوامل غیر حیه در حقیقت بستر زندگی را برای عوامل حیه تشکیل میدهد. گاهی این بستر برای زیست اجسام حیه مساعد بوده موجب تشکیل اجتماعات حیه میگردد اما در بعضی موارد بستر مذکور برای زیست و ادامه حیات زنده جانها مساعد نمی باشد. چنانچه اگر مقدار نمکیات در خاکها زیاد شود منطقه به شوره زار تبدیل میگردد که در نتیجه رویش نباتات محدود گردیده در قبال ان شرایط زیست برای اکثر حیوانات نیز محدود میگردد.
عوامل غیر حیه در یک محیط طبیعی مشتمل اند بر عوامل کیمیاوی و عوامل فزیکی، که عبارت اند از:
-    اتموسفیر و اجزای تشکیل دهنده آن
-    هایدروسفیر و عوامل مربوط به آن
-    لیتوسفیر و پوشش خاکی زمین
-    توپوگرافی، ساخت و موقعیت زمین
-    سایر عوامل فزیکی موثر بر رشد نباتات و حیوانات
ii-    عوامل حیه:
عوامل حیه در محیط، مشتمل بر نباتات، حیوانات و مایکرو ارگانیزمها می باشند. که هم بالای همدیگر و هم بالای اجسام غیر حیه تاثیر میگذارند. از آنجا که دست انسان روز تا روز محیط های طبیعی را محدود ساخته میرود، حیوانات و نباتات نیز در تنگنا قرار گرفته و برای بعضی از انواع شرایط زیست از حد تحمل بر آمده سبب انقراض بعضی اجسام حیه گردیده که یک عده اجسام حیه هم اکنون در حال انقراض قرار دارند. چنانچه «بر اساس بر آوردی که در سال 1970 صورت گرفته در طول (300) سال گذشته 200 نوع پستاندار و پرنده در معرض انقراض قرار دارند»   و 200 نوع دیگر منقرض گردیده است. «بر اساس گزارش دیدبانی جهانی از سال 1998 در سرار جهان ار هر سه نوع پرنده جمعیت دو نوع در حال کاهش است. در مجموع (%11) از تمام انواع پرنده ها در معرض خطر انقراض قرار دارند و (%4) آن تحت خطر یا جداً تحت خطر قلمداد شده اند. هکذا از مجموع تعداد پستانداران شناخته شدۀ جهان (4355 نوع) یعنی تخمین (%25) آن در معرض خطر انقراض قرار دارند، %11 آن در معرض خطر یا جدا در معرض خطر قلمداد شده اند» 
گر چه انقراض موجودات در مسیر تکامل موجودات زنده یک امر طبیعی است، انقراض سالانه 1 تا 3 نوع موجود زنده در طی میلیون ها سال تکامل موجودات زنده یک امر طبیعی است اما کثرت حد انقراض در شرایط کنونی یعنی انقراض (1000) نوع در هر سال دلالت بر وخامت اوضاع می نماید.
"بر اساس بر آوردهایی که از سوی موسسات تحقیق کننده در این زمینه صورت گرفته است. دال بر ان است که (%48) نباتات، (%24) پستانداران و (%12) پرندگان به نحوی از انحا در معرض خطر انقراض قرار دارند."

2-    محیط مصنوعی (ساخت انسان)
محیطی که در اثر مداخله انسان ماهیت طبیعی خود را از دست داده به اساس تفکر و فرهنگ انسان تغییر حالت یافته باشد محیط مصنوعی خوانده میشود. مداخله بشر میتواند ویرانگر یا سازنده باشد. قطع جنگلات، از بین بردن مراتع و چراگاهها و ساحات سبز طبیعیت به منظور ایجاد مناطق مسکونی و یا به منظور استفاده از چوب جنگلات همه در زمره مداخلات ویرانگر محیط به شما میرود. در حالی که تبدیل مناطق خشک و سوزان و بی آب و علف از راه تمدید کانالهای آب و آبیاری آن و تبدیل آن به فارمهای زراعتی باغها و مناطق سرسبز در جمله فعالیت های سازنده بشر به حساب می اید.
در هر دو صورت بشر شکل و وضعیت طبیعی محیط را به اساس ذهنیت و تفکر خود تغییر میدهد. شهرها و دهات مهمترین بخش محیط های مصنوعی اند.
به هر اندازه که مداخله بشر در محیط بیشتر شود به همان اندازه محیط وضعیت طبیعی خود را از دست میدهد. امروز بخش اعظم مداخلات بشر در محیط به زیان زنده جانها تمام میشود.
از آنجا که محیط های مصنوعی محصول تفکر و فرهنگ انسانهاست لهذا از روی محیط های تحت تصرف انسانها و نحوه تاثیر شان بالای محیط میتوان به طرز تفکر و فرهنگ جوامع پی برد.
محیط های ساخت انسان باید برای زندگی و رفع نیازمندی های اساسی و طبیعی انسان طراحی گردد و در عین حال محیط زیست از آسیب ها در امان نگهداشته شود.
محیط های مصنوعی نظر به محیط های طبیعی بیشتر دستخوش زیانها ناشی از آلوده گی می گردد. که میتوان از موارد ذیل نام برد.
1-    آلوده گی آبهای سطحی و زیر زمینی
2-    آلوده گی هوا، ناشی از آزاد شدن مقدار روز افزون کاربن دای اکساید، کاربن مونو اکساید، اکسایدهای نایتروجن و غیره
3-    آلوده گی صوت
4-    آلوده گی خاک ناشی از علاوه کردن و انباشتن مواد مضر برای صحت و نموی نباتات
5-    آلوده گی های الکترو مقناطیسی
بر علاوه این ها مداخله انسان در محیط باعث تغییر سیمای طبیعی محیط گردیده چانس لذت بردن از سیمای طبیعی محیط را برای انسان محدود میسازد و فضای آزاد برا تفریح کاهش میابد.
 

ایکوسیستم

شناخت ایکوسیستم ها:
ایکو سیستم مخفف سیستم ایکولوژیک است که بحثی از علم ایکولوژی را تشکیل میدهد.
به منظور درک بهتر مفهوم ایکو سیستم لازم است تا با مفاهیم سیستم و ایکولوژی هر کدام مشخصاً توضیح گردند:
سیستم: مجموعۀ هدفمند اجزای متشکله است که در پهلوی هم قرار گرفته در جهت انجام یک کار یا پیشبر مقصد مشخصی عمل میکند. بنابر این در یک ایکو سیستم منحیث یک سیستم ایکولوژیک، تمام عوامل زنده و غیر زنده با هم در ارتباط بوده، بالای هم تاثیر متقابل داشته و نهایتاً به صورت کل یک سیستم روابط را به وجود می آورند.
مداخله در اجزای سیستم میتواند بالای کل سیستم اثر نموده میکانیزمهایی را که سیستم را کنترول میکند مختل می سازد.
ایکولوژی: اصطلاح ایکلوژی بار اول در سال 1866 توسط زولوژست مشهور آلمانی ارنست هکل (Ernst Haeckel) به کار برده شد و در قلمرو و بیولوژی مواد استفاده قرار گرفت.
از تاریخ یاد شده تا امروز اصطلاح ایکولوژی به مفهوم وسیعی تبدیل گردید. پیشرفت های ابتدایی در این زمینه تا چند دهه در چوکات موسسات تحصیلی محدود ماند و در جامعه بین عامۀ مردم راه باز نکرد، تا این که وضعیت آلوده گی محیط به جایی رسید که توجه عامه مردم به فجایع آلوده گی محیط زیست جلب گردید. امروز ایکولوژی منحیث علمی که موضوعات آن اهمیت حیاتی دارد در سطوح مختلف در موسسات تحصیلی رسمی منحیث مضمون رسمی، در ورکشاپ ها منحیث مواد آموزشی و در رسانه های جمعی منحیث موضوعات حیاتی به گروپهای مورد نظر انتقال داده میشود.
با آن که از زمان هکل تا امروز ایکولوژی راه دراز انکشاف را پیموده است، امروز به حیث یک علم مستقل در پوهنتها و موسسات تحصیلات عالی برای خود جای باز نموده است، لهذا هنوز هم تعریف هکل در مورد این بخش از علم حیات قابل قبول است که گفته بود:
«ایکولوژی دانشی است که به بررسی روابط موجودات زنده (بین خودشان) و نیز با محیطی که آنها را احاطه کرده است میپردازد.»
 و اما ایکوسیستم چیست؟
اودم (Odum) در سال 1971 ایکوسیستم را منحیث سیستمی معرفی نمود که در آن ارگانیزمهای زنده و اجسام غیر زنده با هم بود و باش نموده و تبادله مواد بین شان صورت گرفته و بالای همدیگر تاثیر میگذارند.
این کلمه بار اول در سال 1935 توسط تانسلی (Tansely) به کار برده شد.

خصوصیات ایکوسیستم:
خصوصیات ایکوسیستم عبارت اند از:
1)    ایکوسیستم یک واحد اساسی و فعال در ایکولوژی می باشد.
2)    ساختار ایکوسیستم بستگی به گونه های مختلف حیوانات دارد.
در یک ایکوسیستم بزرگ و مغلق اشکال متعدد اجسام حیه وجود دارد، در حالی که ایکوسیستم ساده و کوچک دارای اشکال محدود اجسام حیه می باشد.
3)    ایکو سیستم به دوران های طبیعی مانند دوران نایتروجن، کاربن، اکسیجن و غیره بستگی دارد همچنان بستگی به جریان انرژی در محور ان دارد.
 
اجزای ایکوسیستم
ایکو سیستم دارای دو بخش می باشد.
1)    بخش غیر زنده (Abiotic Component)
2)    بخش زنده (Biotic Component)

1)    بخش غیر زنده
بخش غیر زنده شامل اجسام غیر حیۀ محیط و مواد اساسی آن می باشد.
اجزای غیر حیه مشتمل اند بر: روشنی ، هوا، آب، نور آفتاب، حرارت، موقعیت جغرافیایی، جاذبه، خاک و آتش می باشد.

2)    بخش زنده
بخش زنده، شامل اجسام حیه ایکوسیستم می باشد. این بخش را میتوان به سه گروپ تقسیم نمود:
-I تولید کننده گان (Producers):
نباتات سبز یا اتوتروفها، تولید کننده گان اند. این ها اجسام حیه اند که غذای خود را در موجودیت نور آفتاب و کلوروفیل از ترکیب کاربن دای اکساید و آب خودشان میسازند. الجی، سبزه ها، نباتات کوچک و درختان در این عملیه سهم میگیرند، نباتات برای خودشان غذا تهیه میکنند، اما توسط بعضی از مصرف کننده گان (Consumers) و تجزیه کننده گان (Decomposers) نیز مورد استفاده قرار میگیرند.

II-    مصرفه کننده گان (Consumers):
مصرف کننده گان در بر گیرنده حیوانات اند که قادر نیستند غذای خود را خودشان بسازند بلکه از نباتات به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم استفاده میکنند. این ها به نام هیترتروفها نیز یاد میگردند که میتوان ایشان را به گروپهای ذیل تقسیم نمود:
الف) مصرف کننده گان ابتدایی (Primary Consumers):
این ها حیواناتی اند که از لحاظ تغذیه کاملا وابسته به نباتات اند، مانند خرگوش، بز، گوسفند، گاوها، پرنده ها و بعضی حشرات.
این حیوانات وابسته به ایکوسیستم خشکه اند.
حیوانات ایکوسیستم آبی، پروتوزوا، مولسکاهای کوچک، خارچنگها و بعضی ماهیها می باشند که غذای خود را از نباتات به دست می آورند چون این عده موجودات زنده از نباتات استفاده میکنند بنابر آن به نام علفخواران (Herbivors) نیز شناخته میشوند.
ب) مصرف کننده گان ثانوی (Secondary Consumers):
اینها حیواناتی اند که از سایر حیوانات به حیث مواد غذایی استفاده میکنند. چون خوراک شان گوشت است، از اینرو به نام گوشت خواران مسمی شده اند مانند پشک، سگ، مار، روباه، عقاب و بعضی از حشرات
اما حیوانات که علاوه بر گوشت از نباتات نیز به حیث غذا استفاده میکنند به نام همه چیز خواران (Omnivora) یاد میشوند که مشتمل اند بر کلاغ، موش، مورچه، گنجشک، مرغ، خرس، انسان و غیره
ج) مصرف کنندگان سومی (Tertiary Consumers):
اینها حیوانات عظیم الجثه اند که بالای حیوانات علفخوار یا گوشتخوار حمله نموده و غذای خود را از راه شکار حیوانات مذکور به دست می آورند که به این ترتیب مصرف کنندگان اولی و دومی را میخورند مانند: ببر، شیر، شاهین و غیره

III-    تجزیه کننده گان (De Composeres)
اجسام حیه ای هم وجود دارند که انزایمهای هضمی را بالا ی مواد غذایی ریخته و آن را به اجزای ساده تر ان تبدیل میکنند و بعداً آن را می مکند. این عده به نام تجزیه کننده گان یاد میشوند زیرا مواد غذایی بدن اجسام مرده را پارچه میکنند. این موجودات به نام سپروفایت (Suprophytes) نیز یاد میشوند که در بر گیرنده بکتریاها و فنجی می باشند.
اقسام ایکو سیستم:
ایکو سیستم میتواند طبیعی باشد یا مصنوعی. در ایکو سیستم طبیعی، نظام حیات به شیوه طبیعی پیش برده میشود. انسان در آن کدام نقشی ندارد. در ایکوسیستم مصنوعی فعالیت های بشر در آن دخیل است. مانند باغها، کشتزارها، باغهای میوه جات و جنگلات مصنوعی (جنگلاتی که به دست انسانها احداث شده است). در ایکوسیستم طبیعی فکتور های محیط خیلی مهم اند. این ها جایگاه های مختلف بود و باش را مهیا میسازند. به اساس آن ایکوسیستم دارای اقسام (اشکال) ذیل می باشد.
1)    ایکوسیستم آبی (Aquatic Ecosystem)
2)    ایکوسیستم خشکه ای (Terrestrial Ecosystem)
-    ایکوسیستم آبی
این ایکوسیستم نیز به دو بخش تقسیم می شود.
1)    ایکو سیستم آبهای شیرین (Freshwater Ecosystem)
2)    ایکوسیستم آبهای شور (بحر) (Marine Ecosystem)

ایکوسیستم آبهای شیرین
بهترین مثال ایکوسیستم آبهای شیرین، ایکوسیستم جهیل (Pond) می باشد. در جهیل های میتوان یک ایکوسیستم مکمل و مستقل را مشاهده نموده اجزای اساسی ایکوسیستم جهیل عبارت از: اجزای حیه و اجزای غیر حیه می باشد.

1-    اجزای غیر حیه :
این بخش در برگیرنده ترکیبات عضوی و غیر عضوی می باشد. نور آفتاب به داخل آب نفوذ نموده به نباتات آبی میرسد تا که از آن در عملیه فوتوسنتیز استفاده نمایند. آب، اکسیجن منحل، کاربن دای اکساید، نایتروجن، نمکیات کلسیمی همه در دسترس نباتات قرار دارند تا در ساختمان جسم خود از آن استفاده کنند.

2-    اجزای حیه:
در جهیل ها اقسام گوناگون اجسام حیه منجمله تولید کننده گان، مصرف کننده گان و تجزیه کننده گان وجود دارد.
I-    تولید کننده گان
در جهیل ها دو نوع تولید کننده گان وجود دارد:
الف) پلنکتون های نباتی (Phyto Planktons)
این ها نباتات بسیار کوچکی اند که در برگینده نباتات یک حجروی و الجی های سبز آبی می باشند. به گونه مثال: یوگلینا (Euglina) والوکس (Volvox) و کلوریلا (Chlorella). اینها در هر جای یک جهیل که میتواند شعاع آفتاب برسد و غذای شان ساخته شده میتواند وجود دارند.

ب) نباتات بزرگ:
این نباتات سه قسم اند: یک قسم شان نباتات بزرگی اند که به صورت استوار در قعر جهیل به کمک ریشه های خود نصب شده اند و قسمت بالایی شان بالا سطح آب قرار دارد. این نباتات کاربن دای اکساید و نور آفتاب را به سهولت از فضا دریافت نموده آب و نمکهای منرالی را از سطح پایین جهیل جذب میکنند که غذای خود را از ان میسازند مانند: تایفا Typha، سجیتاریا (Sagitaria) و غیره
قسم دیگر نباتات، آنهایی اند که در عمق سطح پایین جهیل توسط ریشه های خود نصب شده اند اما برگهای شان بالای سطح آب شناور می باشند مانند: زنبق آبی (Water lily) و نیمفیی (Nymphaea)
قسم سوم، نباتات غرقه در آب اند. جسم این نباتات تحت آب باقی میمانند. ریشه های اینها کمتر انکشاف نموده اند و یا هم اصلاً ریشه ندارند. برگهای شان نازک می باشد مانند هایدریلا (Hydrilla) و والیسناریا (Valisnaria).

II-    مصرف کننده گان
مصرف کننده گان حیوانات اند که نمی توانند مواد غذایی مورد نیاز خود را خودشان بسازند. این ها به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از تولید کننده گان استفاده میکنند که دارای اقسام ذیل می باشند.
الف) مصرف کننده گان ابتدایی
این ها همان اجسام حیه زنده اند که غذای خود را مستقیما از نباتات به دست می آورند. این حیوانات یا مایکرو ارگانیزمها اند مانند Zooplankton  یا اقسام Crustacea ها اند که از پلنکتون های نباتی استفاده میکنند و یا حیوانات بزرگ مانند قانقوزکها، مولسکاها، چلپاسه ها، مارها و ماهی های کوچک می باشند.
ب) مصرف کننده گان ثانوی
این های حیوانات گوشتخواری اند که از علفخواران یا سایر حیوانات گوشتخوار استفاده میکنند مانند بعضی از چلپاسه ها، مارها و ماهی های بزرگ

III-    تجزیه کننده گان
تجزیه کننده گان مایکرو ارگانیزمهای وابسته به اجسام مرده حیوانی و نباتی میباشند که اجسام مرده را به اجزای ساده تر آن تبدیل نموده به حیث مواد غذایی مورد استفاده قرار میدهند و نمکیات را از آن آزاد میکنند که این نمکیات مجدداً توسط نباتات مورد استفاده قرار میگیرند. مثال تجزیه کننده گان باکتریاها و فنجی میباشد.

 
  BLOGFA.COM