دانشمندان و مولفین آثار علمی معمولا در پایان مطالعه و تحقیق خویش، برداشت کلی خود را از موضوعی که به پایه تکمیل رسانیده اند در یکی دو جمله به نام تعریف ارایه میکنند که در حقیقت آخرین برداشت خود را در آغاز اثر خود مینویسند تعریف از هر علم، برداشت عالم از محتوای آن است. چون برداشتهای هر کس و حتی دانشمندان یک ساحه مشخص علم از همدیگر متفاوت اند لهذا تعریف هایی را که ارایه میکنند نیز متفاوت می باشند. به همین خاطر بعضی از مولفین معاصر از این سنت گذشتگان روی برگشتانده اند، بل تعریف را به خواننده حواله میکنند. ارایه تعریف محیط زیست نظر به ابعاد وسیع موضوع، کار دشواریست، لهذا به منظور ایجاد زمینۀ تفکر روی موضوع، سه تعریف را از منابع مختلف برگزیده ایم که اگر هر سه را در هم مدغم کنیم تعریف جامع تری به دست خواهد آمد.
1- هر آنچه اجسام حیه و عملیه های حیاتی را فرا گرفته و با آن در عمل متقابل قرار دارد محیط زیست است.
2- محیط، محل زیست موجودات زنده را گویند که در برگیرنده اجسام حیه و مواد غیر زنده میباشد که در پیرامون او قرار دارد و بالایش به نحوی تاثیر میگذارد.
3- و بالاخره به عبارت ساده تر، تمام عوامل و شرایط تاثیر گذار بالای اجسام حیه به شمول خود اجسام حیه شامل در یک سیستم حیاتی محیط زیست خوانده میشود.
بنابر هر سه تعریف ارایه شده در محیط زیست مجموعه عوامل زنده و غیر زنده مجموع عوامل بیولوژیکی، کیمیاوی و فزیکی می باشد که در شرایط معین (زمان معین و مکان معین) بالای موجود زنده تاثیر میگذارد.
از آنجا که امکان تغییر مکان زنده جانها از یکجا به جای دیگر وجود دارد بنابر آن محیط زیست آنها نیز تغییر میکند. به هر حال، هر موجود زنده تحت شرایطی زندگی کرده میتواند که برایش قابل تحمل باشد.
هر آن جا که حیات نیست، محیط زیست نیست یا در جهت دیگر جایی که برای زیست نیست در آن جا حیات نیست.
آن بخش زمین که در آن حیات ممکن است و امکان زیست وجود دارد به نام بایوسفیر یاد میگردد.
بایوسفیر: آن ساحۀ کره زمین را در بر میگیرد که در آن جا زندگی وجود داشته همواره تجدید گردیده و رشد یابد و نیز در اثر انجام فعالیت های حیاتی تغییراتی در آن به جود آید و مشتمل است بر:
- پوشش خاکی بخشی از قشر زمین تا اعماق 100 تا 200 متر
- آبهای حوضها، جهیل ها، دریاها و اقیانوس های تا اعماق 10 کیلومتری آن
- جو زمین تا ارتفاع 10 الی 15 کیلومتر
مجدداً یاد آوری میشود که: حیات بر روی زمین به صورت طبیعی صرف در محدوده بایوسفیر ممکن است. بیرون از آن بدون کاربرد وسایل و تجهیزات تخنیکی ممکن نیست. بنابر آن فضانوردانی که از بایوسفیر بیرون میشوند تحت شرایط مصنوعی و کاربرد وسایل و تجهیزات تخنیکی وقت خود را سپری میکنند، در حقیقت از محیط زیست خود خارج شده با استفاده از امکانات تخنیکی چند روزی را در آن جا سپری می نمایند.
تقسیم بندی محیط
محیط نظر به مواصفات اساسی خود عمدتا به دو بخش تقسیم میشود که یکی محیط طبیعی و دیگر محیط مصنوعی (ساخت انسان) می باشد. در بعضی تالیفات محیط را به سه بخش تقسیم می نمایند که محیط اجتماعی را به آن علاوه میکنند (که منظور محیط اجتماعی انسان است)
1- محیط طبیعی:
در محیط طبیعی فکتور های شامل در محیط، ماهیت طبیعی خود را حفظ نموده است. در حالی که دست بشر به تمام نقاط جهان رسیده و کمتر محیطی را میتوان یافت که کاملا دست نخورده باقیمانده و فعالیت انسان به نحوی بر آن تاثیر نگذاشته باشد.
لهذا محیط هایی را میتوان طبیعی خواند که در ان جریان های طبیعی غالب بوده با وجود مداخله بشر ماهیت اصلی خود را حفظ نموده باشد.
جنگلها، دشتها، کوهها، علفزارها، دریاها، خلیج ها، تالابها، بحیره ها و ابحار همه محیط های طبیعی اند، به شرطی که مداخله انسان ماهیت اصلی آنها را دگرگون نکرده باشد.
محیط طبیعی عمدتاً از دو دسته عوامل تشکیل گردیده است: یکی عوامل حیه و دیگر عوامل غیر حیه که هر دو دسته عوامل بالای یکدیگر تاثیر گذاشته و از همدیگر تاثیر می پذیرند.
i- عوامل غیر حیه:
عوامل غیر حیه در حقیقت بستر زندگی را برای عوامل حیه تشکیل میدهد. گاهی این بستر برای زیست اجسام حیه مساعد بوده موجب تشکیل اجتماعات حیه میگردد اما در بعضی موارد بستر مذکور برای زیست و ادامه حیات زنده جانها مساعد نمی باشد. چنانچه اگر مقدار نمکیات در خاکها زیاد شود منطقه به شوره زار تبدیل میگردد که در نتیجه رویش نباتات محدود گردیده در قبال ان شرایط زیست برای اکثر حیوانات نیز محدود میگردد.
عوامل غیر حیه در یک محیط طبیعی مشتمل اند بر عوامل کیمیاوی و عوامل فزیکی، که عبارت اند از:
- اتموسفیر و اجزای تشکیل دهنده آن
- هایدروسفیر و عوامل مربوط به آن
- لیتوسفیر و پوشش خاکی زمین
- توپوگرافی، ساخت و موقعیت زمین
- سایر عوامل فزیکی موثر بر رشد نباتات و حیوانات
ii- عوامل حیه:
عوامل حیه در محیط، مشتمل بر نباتات، حیوانات و مایکرو ارگانیزمها می باشند. که هم بالای همدیگر و هم بالای اجسام غیر حیه تاثیر میگذارند. از آنجا که دست انسان روز تا روز محیط های طبیعی را محدود ساخته میرود، حیوانات و نباتات نیز در تنگنا قرار گرفته و برای بعضی از انواع شرایط زیست از حد تحمل بر آمده سبب انقراض بعضی اجسام حیه گردیده که یک عده اجسام حیه هم اکنون در حال انقراض قرار دارند. چنانچه «بر اساس بر آوردی که در سال 1970 صورت گرفته در طول (300) سال گذشته 200 نوع پستاندار و پرنده در معرض انقراض قرار دارند» و 200 نوع دیگر منقرض گردیده است. «بر اساس گزارش دیدبانی جهانی از سال 1998 در سرار جهان ار هر سه نوع پرنده جمعیت دو نوع در حال کاهش است. در مجموع (%11) از تمام انواع پرنده ها در معرض خطر انقراض قرار دارند و (%4) آن تحت خطر یا جداً تحت خطر قلمداد شده اند. هکذا از مجموع تعداد پستانداران شناخته شدۀ جهان (4355 نوع) یعنی تخمین (%25) آن در معرض خطر انقراض قرار دارند، %11 آن در معرض خطر یا جدا در معرض خطر قلمداد شده اند»
گر چه انقراض موجودات در مسیر تکامل موجودات زنده یک امر طبیعی است، انقراض سالانه 1 تا 3 نوع موجود زنده در طی میلیون ها سال تکامل موجودات زنده یک امر طبیعی است اما کثرت حد انقراض در شرایط کنونی یعنی انقراض (1000) نوع در هر سال دلالت بر وخامت اوضاع می نماید.
"بر اساس بر آوردهایی که از سوی موسسات تحقیق کننده در این زمینه صورت گرفته است. دال بر ان است که (%48) نباتات، (%24) پستانداران و (%12) پرندگان به نحوی از انحا در معرض خطر انقراض قرار دارند."
2- محیط مصنوعی (ساخت انسان)
محیطی که در اثر مداخله انسان ماهیت طبیعی خود را از دست داده به اساس تفکر و فرهنگ انسان تغییر حالت یافته باشد محیط مصنوعی خوانده میشود. مداخله بشر میتواند ویرانگر یا سازنده باشد. قطع جنگلات، از بین بردن مراتع و چراگاهها و ساحات سبز طبیعیت به منظور ایجاد مناطق مسکونی و یا به منظور استفاده از چوب جنگلات همه در زمره مداخلات ویرانگر محیط به شما میرود. در حالی که تبدیل مناطق خشک و سوزان و بی آب و علف از راه تمدید کانالهای آب و آبیاری آن و تبدیل آن به فارمهای زراعتی باغها و مناطق سرسبز در جمله فعالیت های سازنده بشر به حساب می اید.
در هر دو صورت بشر شکل و وضعیت طبیعی محیط را به اساس ذهنیت و تفکر خود تغییر میدهد. شهرها و دهات مهمترین بخش محیط های مصنوعی اند.
به هر اندازه که مداخله بشر در محیط بیشتر شود به همان اندازه محیط وضعیت طبیعی خود را از دست میدهد. امروز بخش اعظم مداخلات بشر در محیط به زیان زنده جانها تمام میشود.
از آنجا که محیط های مصنوعی محصول تفکر و فرهنگ انسانهاست لهذا از روی محیط های تحت تصرف انسانها و نحوه تاثیر شان بالای محیط میتوان به طرز تفکر و فرهنگ جوامع پی برد.
محیط های ساخت انسان باید برای زندگی و رفع نیازمندی های اساسی و طبیعی انسان طراحی گردد و در عین حال محیط زیست از آسیب ها در امان نگهداشته شود.
محیط های مصنوعی نظر به محیط های طبیعی بیشتر دستخوش زیانها ناشی از آلوده گی می گردد. که میتوان از موارد ذیل نام برد.
1- آلوده گی آبهای سطحی و زیر زمینی
2- آلوده گی هوا، ناشی از آزاد شدن مقدار روز افزون کاربن دای اکساید، کاربن مونو اکساید، اکسایدهای نایتروجن و غیره
3- آلوده گی صوت
4- آلوده گی خاک ناشی از علاوه کردن و انباشتن مواد مضر برای صحت و نموی نباتات
5- آلوده گی های الکترو مقناطیسی
بر علاوه این ها مداخله انسان در محیط باعث تغییر سیمای طبیعی محیط گردیده چانس لذت بردن از سیمای طبیعی محیط را برای انسان محدود میسازد و فضای آزاد برا تفریح کاهش میابد.
ایکوسیستم
شناخت ایکوسیستم ها:
ایکو سیستم مخفف سیستم ایکولوژیک است که بحثی از علم ایکولوژی را تشکیل میدهد.
به منظور درک بهتر مفهوم ایکو سیستم لازم است تا با مفاهیم سیستم و ایکولوژی هر کدام مشخصاً توضیح گردند:
سیستم: مجموعۀ هدفمند اجزای متشکله است که در پهلوی هم قرار گرفته در جهت انجام یک کار یا پیشبر مقصد مشخصی عمل میکند. بنابر این در یک ایکو سیستم منحیث یک سیستم ایکولوژیک، تمام عوامل زنده و غیر زنده با هم در ارتباط بوده، بالای هم تاثیر متقابل داشته و نهایتاً به صورت کل یک سیستم روابط را به وجود می آورند.
مداخله در اجزای سیستم میتواند بالای کل سیستم اثر نموده میکانیزمهایی را که سیستم را کنترول میکند مختل می سازد.
ایکولوژی: اصطلاح ایکلوژی بار اول در سال 1866 توسط زولوژست مشهور آلمانی ارنست هکل (Ernst Haeckel) به کار برده شد و در قلمرو و بیولوژی مواد استفاده قرار گرفت.
از تاریخ یاد شده تا امروز اصطلاح ایکولوژی به مفهوم وسیعی تبدیل گردید. پیشرفت های ابتدایی در این زمینه تا چند دهه در چوکات موسسات تحصیلی محدود ماند و در جامعه بین عامۀ مردم راه باز نکرد، تا این که وضعیت آلوده گی محیط به جایی رسید که توجه عامه مردم به فجایع آلوده گی محیط زیست جلب گردید. امروز ایکولوژی منحیث علمی که موضوعات آن اهمیت حیاتی دارد در سطوح مختلف در موسسات تحصیلی رسمی منحیث مضمون رسمی، در ورکشاپ ها منحیث مواد آموزشی و در رسانه های جمعی منحیث موضوعات حیاتی به گروپهای مورد نظر انتقال داده میشود.
با آن که از زمان هکل تا امروز ایکولوژی راه دراز انکشاف را پیموده است، امروز به حیث یک علم مستقل در پوهنتها و موسسات تحصیلات عالی برای خود جای باز نموده است، لهذا هنوز هم تعریف هکل در مورد این بخش از علم حیات قابل قبول است که گفته بود:
«ایکولوژی دانشی است که به بررسی روابط موجودات زنده (بین خودشان) و نیز با محیطی که آنها را احاطه کرده است میپردازد.»
و اما ایکوسیستم چیست؟
اودم (Odum) در سال 1971 ایکوسیستم را منحیث سیستمی معرفی نمود که در آن ارگانیزمهای زنده و اجسام غیر زنده با هم بود و باش نموده و تبادله مواد بین شان صورت گرفته و بالای همدیگر تاثیر میگذارند.
این کلمه بار اول در سال 1935 توسط تانسلی (Tansely) به کار برده شد.
خصوصیات ایکوسیستم:
خصوصیات ایکوسیستم عبارت اند از:
1) ایکوسیستم یک واحد اساسی و فعال در ایکولوژی می باشد.
2) ساختار ایکوسیستم بستگی به گونه های مختلف حیوانات دارد.
در یک ایکوسیستم بزرگ و مغلق اشکال متعدد اجسام حیه وجود دارد، در حالی که ایکوسیستم ساده و کوچک دارای اشکال محدود اجسام حیه می باشد.
3) ایکو سیستم به دوران های طبیعی مانند دوران نایتروجن، کاربن، اکسیجن و غیره بستگی دارد همچنان بستگی به جریان انرژی در محور ان دارد.
اجزای ایکوسیستم
ایکو سیستم دارای دو بخش می باشد.
1) بخش غیر زنده (Abiotic Component)
2) بخش زنده (Biotic Component)
1) بخش غیر زنده
بخش غیر زنده شامل اجسام غیر حیۀ محیط و مواد اساسی آن می باشد.
اجزای غیر حیه مشتمل اند بر: روشنی ، هوا، آب، نور آفتاب، حرارت، موقعیت جغرافیایی، جاذبه، خاک و آتش می باشد.
2) بخش زنده
بخش زنده، شامل اجسام حیه ایکوسیستم می باشد. این بخش را میتوان به سه گروپ تقسیم نمود:
-I تولید کننده گان (Producers):
نباتات سبز یا اتوتروفها، تولید کننده گان اند. این ها اجسام حیه اند که غذای خود را در موجودیت نور آفتاب و کلوروفیل از ترکیب کاربن دای اکساید و آب خودشان میسازند. الجی، سبزه ها، نباتات کوچک و درختان در این عملیه سهم میگیرند، نباتات برای خودشان غذا تهیه میکنند، اما توسط بعضی از مصرف کننده گان (Consumers) و تجزیه کننده گان (Decomposers) نیز مورد استفاده قرار میگیرند.
II- مصرفه کننده گان (Consumers):
مصرف کننده گان در بر گیرنده حیوانات اند که قادر نیستند غذای خود را خودشان بسازند بلکه از نباتات به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم استفاده میکنند. این ها به نام هیترتروفها نیز یاد میگردند که میتوان ایشان را به گروپهای ذیل تقسیم نمود:
الف) مصرف کننده گان ابتدایی (Primary Consumers):
این ها حیواناتی اند که از لحاظ تغذیه کاملا وابسته به نباتات اند، مانند خرگوش، بز، گوسفند، گاوها، پرنده ها و بعضی حشرات.
این حیوانات وابسته به ایکوسیستم خشکه اند.
حیوانات ایکوسیستم آبی، پروتوزوا، مولسکاهای کوچک، خارچنگها و بعضی ماهیها می باشند که غذای خود را از نباتات به دست می آورند چون این عده موجودات زنده از نباتات استفاده میکنند بنابر آن به نام علفخواران (Herbivors) نیز شناخته میشوند.
ب) مصرف کننده گان ثانوی (Secondary Consumers):
اینها حیواناتی اند که از سایر حیوانات به حیث مواد غذایی استفاده میکنند. چون خوراک شان گوشت است، از اینرو به نام گوشت خواران مسمی شده اند مانند پشک، سگ، مار، روباه، عقاب و بعضی از حشرات
اما حیوانات که علاوه بر گوشت از نباتات نیز به حیث غذا استفاده میکنند به نام همه چیز خواران (Omnivora) یاد میشوند که مشتمل اند بر کلاغ، موش، مورچه، گنجشک، مرغ، خرس، انسان و غیره
ج) مصرف کنندگان سومی (Tertiary Consumers):
اینها حیوانات عظیم الجثه اند که بالای حیوانات علفخوار یا گوشتخوار حمله نموده و غذای خود را از راه شکار حیوانات مذکور به دست می آورند که به این ترتیب مصرف کنندگان اولی و دومی را میخورند مانند: ببر، شیر، شاهین و غیره
III- تجزیه کننده گان (De Composeres)
اجسام حیه ای هم وجود دارند که انزایمهای هضمی را بالا ی مواد غذایی ریخته و آن را به اجزای ساده تر ان تبدیل میکنند و بعداً آن را می مکند. این عده به نام تجزیه کننده گان یاد میشوند زیرا مواد غذایی بدن اجسام مرده را پارچه میکنند. این موجودات به نام سپروفایت (Suprophytes) نیز یاد میشوند که در بر گیرنده بکتریاها و فنجی می باشند.
اقسام ایکو سیستم:
ایکو سیستم میتواند طبیعی باشد یا مصنوعی. در ایکو سیستم طبیعی، نظام حیات به شیوه طبیعی پیش برده میشود. انسان در آن کدام نقشی ندارد. در ایکوسیستم مصنوعی فعالیت های بشر در آن دخیل است. مانند باغها، کشتزارها، باغهای میوه جات و جنگلات مصنوعی (جنگلاتی که به دست انسانها احداث شده است). در ایکوسیستم طبیعی فکتور های محیط خیلی مهم اند. این ها جایگاه های مختلف بود و باش را مهیا میسازند. به اساس آن ایکوسیستم دارای اقسام (اشکال) ذیل می باشد.
1) ایکوسیستم آبی (Aquatic Ecosystem)
2) ایکوسیستم خشکه ای (Terrestrial Ecosystem)
- ایکوسیستم آبی
این ایکوسیستم نیز به دو بخش تقسیم می شود.
1) ایکو سیستم آبهای شیرین (Freshwater Ecosystem)
2) ایکوسیستم آبهای شور (بحر) (Marine Ecosystem)
ایکوسیستم آبهای شیرین
بهترین مثال ایکوسیستم آبهای شیرین، ایکوسیستم جهیل (Pond) می باشد. در جهیل های میتوان یک ایکوسیستم مکمل و مستقل را مشاهده نموده اجزای اساسی ایکوسیستم جهیل عبارت از: اجزای حیه و اجزای غیر حیه می باشد.
1- اجزای غیر حیه :
این بخش در برگیرنده ترکیبات عضوی و غیر عضوی می باشد. نور آفتاب به داخل آب نفوذ نموده به نباتات آبی میرسد تا که از آن در عملیه فوتوسنتیز استفاده نمایند. آب، اکسیجن منحل، کاربن دای اکساید، نایتروجن، نمکیات کلسیمی همه در دسترس نباتات قرار دارند تا در ساختمان جسم خود از آن استفاده کنند.
2- اجزای حیه:
در جهیل ها اقسام گوناگون اجسام حیه منجمله تولید کننده گان، مصرف کننده گان و تجزیه کننده گان وجود دارد.
I- تولید کننده گان
در جهیل ها دو نوع تولید کننده گان وجود دارد:
الف) پلنکتون های نباتی (Phyto Planktons)
این ها نباتات بسیار کوچکی اند که در برگینده نباتات یک حجروی و الجی های سبز آبی می باشند. به گونه مثال: یوگلینا (Euglina) والوکس (Volvox) و کلوریلا (Chlorella). اینها در هر جای یک جهیل که میتواند شعاع آفتاب برسد و غذای شان ساخته شده میتواند وجود دارند.
ب) نباتات بزرگ:
این نباتات سه قسم اند: یک قسم شان نباتات بزرگی اند که به صورت استوار در قعر جهیل به کمک ریشه های خود نصب شده اند و قسمت بالایی شان بالا سطح آب قرار دارد. این نباتات کاربن دای اکساید و نور آفتاب را به سهولت از فضا دریافت نموده آب و نمکهای منرالی را از سطح پایین جهیل جذب میکنند که غذای خود را از ان میسازند مانند: تایفا Typha، سجیتاریا (Sagitaria) و غیره
قسم دیگر نباتات، آنهایی اند که در عمق سطح پایین جهیل توسط ریشه های خود نصب شده اند اما برگهای شان بالای سطح آب شناور می باشند مانند: زنبق آبی (Water lily) و نیمفیی (Nymphaea)
قسم سوم، نباتات غرقه در آب اند. جسم این نباتات تحت آب باقی میمانند. ریشه های اینها کمتر انکشاف نموده اند و یا هم اصلاً ریشه ندارند. برگهای شان نازک می باشد مانند هایدریلا (Hydrilla) و والیسناریا (Valisnaria).
II- مصرف کننده گان
مصرف کننده گان حیوانات اند که نمی توانند مواد غذایی مورد نیاز خود را خودشان بسازند. این ها به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از تولید کننده گان استفاده میکنند که دارای اقسام ذیل می باشند.
الف) مصرف کننده گان ابتدایی
این ها همان اجسام حیه زنده اند که غذای خود را مستقیما از نباتات به دست می آورند. این حیوانات یا مایکرو ارگانیزمها اند مانند Zooplankton یا اقسام Crustacea ها اند که از پلنکتون های نباتی استفاده میکنند و یا حیوانات بزرگ مانند قانقوزکها، مولسکاها، چلپاسه ها، مارها و ماهی های کوچک می باشند.
ب) مصرف کننده گان ثانوی
این های حیوانات گوشتخواری اند که از علفخواران یا سایر حیوانات گوشتخوار استفاده میکنند مانند بعضی از چلپاسه ها، مارها و ماهی های بزرگ
III- تجزیه کننده گان
تجزیه کننده گان مایکرو ارگانیزمهای وابسته به اجسام مرده حیوانی و نباتی میباشند که اجسام مرده را به اجزای ساده تر آن تبدیل نموده به حیث مواد غذایی مورد استفاده قرار میدهند و نمکیات را از آن آزاد میکنند که این نمکیات مجدداً توسط نباتات مورد استفاده قرار میگیرند. مثال تجزیه کننده گان باکتریاها و فنجی میباشد.
+ نوشته شده در
2010/5/16 ساعت ۹:۴ ق.ظ توسط "Assistant professor Gul Aqa"Anwari
|