این وبلاگ بیشتر برای به نمایش گذاشتن مطالب علمی در بخش ساینس و مخصوصا زراعت می باشد
 

اتخاذ تصمیم درکا

اتخاذ تصمیم :-

  اتخاذتصمیم یکی ازوظایف مهم اداره راتشکیل داده درسرعت کار، جلب همکاری کارکنان وتقویت نظم ودسپلین دردستگاه نقش مهم دارد. این عملیه حیثیت قلب رادریک دستگاه داشته، سایروظایف به اساس آن تعریف وتشخیص شده میتواند. به اساس آن تعریف وتشخیص شده میتواند.

به عقیده کرافتس (Griffiths) نخستین وظیفه ویک اداره اینست که این عملیه راطورانکشاف بخشد که پیشبرد اموردستگاه را ممکن سازد. به این ارتباط گنگولای Ganguli) ) اتخاذ تصمیم راچنین تعریف میکند.

 اتخاذ تصمیم : عبارت ازانتخاب معقول ومدبرانه روش ازروشهای ممکنه به منظور دریافتن راه حل برای یک مشکل معین میباشد.

دراینجا به اساس گفته های دوبین Dubin) ) فکتورهای طرح خواهد شد ،       

 

موثریت سهم گیری زیردستان را دراتخاذ تصمیم تائید  وفوایدآن منجربه یافته های ذیل میشود:

  1. کمیت وکیفیت تولید رای بلند میبرد.
  2. ترک وظیفه ویا موافقه گرفتن زیردستان را ازیک دستگاه دیگر تقلیل میدهد.
  3. روابط حسنه رابین آمروزیردستان تحکیم می بخشد.
  4. زمینه رابرای قبول تغیرات دردستگاه مساعد میسازد.
  5. اداره زیردستان راسهولت می بخشد.
  6. صلاحات لازمه رادراتخاذ تصامیم اداره بوجود میاورد.

به همین ترتیب آنهاسهم گیری زیردستان رادراتخاذتصامیم بشرایط ذیل محدود ساخته اند.

  1. موجودیت وقت ( تصامیم عاجل سهم گیری زیردستان راایجاب نمیکند).
  2. اقتصادی بودن تصمیم (ارزش سهم گیری بایدازارزش که درنتیجه              تصمیم بدست اومیاید تجاوزننماید).
  3. سهم گیری زیردستان صلاحیت رسمی آمر را تهیدنکند.
  4. سهم گیری زیردستان راه را برای افشای اصرار دستگاه باموسسات رقیب بازنکند.

ساختمان یک دستگاه   وبهمین ترتیب طرزاجراآت آن که با سیستم مرکزیت ویا عدم مرکزیت استواراست، ازتصامیمکه درآن اتخاذ میگردد تعین شده میتواند.

 

محــدویت هادراتخاذ تصمیم :

    تصامیم آمرین تحت بعضی شرایط توسط اعضاء ویاغیراعضاء دریک دستگاه متاثرمیشود.

عوامل که بیشتردرمورد موثروقع شده ومانع تطبیق تصامیم اداره میشود توسط Temen . Baum ذیلاًقلمداد شده است:

  1. تصامیم امرین دربعضی موارد توسط امرین مافوق شان متأثرمیشود.
  2. صلاحیت زیردستان بعضاًتصامیم امر رامتزلزل میسازد به این معنی که تصامیم اتخاذ شده آمرین وقتی جامه عمل پوشیده میتواند که مورد قبول زیردستان واقع شود. درغیرآن اثربجانخواهد گذاشت.
  3. بعضاًاشخاص ویا گروپ هاغیرازکارکنان دستگاه تغیرات رادراتخاذ تصامیم به میان می آورد که میتوان ازمتنفذین دولتی ویا محلی نام برد.

مراحل که دراتخاذ تصمیم باید درنظرگرفته شود:

 یک تصمیم ممکن نظربه ایجاب کاری خیلی آنی گرفته شود درحالیکه تصامیم نسبتاًمغلق وپیچیده وقت وتفکربیشتربکاردارد، زیرااتخاذ چنین تصامیم تنها منفعت شخص رامتاثرنمیسازد بلکه متضرر ساختن منافع دستگاه ازآن متصور است. به این ملحوظ تصامیکه دریک دستگاه گرفته میشود به عقیده گرفتس (Griffiths) باید نکات ذیل درآن مدنظرگرفته شود:

1.       شناخت، تعرف ومحدود ساختن مشکل.

2.       تحلیل وارزیابی مشکل.

3.       تعین معیارها برای قضاوت.

4.       جمع آوری معلومات وحقایق.

5.       انتخاب راه مناسب .

6.       تطبیق وعملی ساختن راه حل:

o        طرح پروگرام

o        کنترول

o        ارزیابی پروگرام بعدازتطبق.

 

اتخاذ تصمیم وارتباط آن به اداره:

         چون اداره ترویج یک دستگاه تربیوی میباشد.  بناًاجراآت آن هم باید برسیستم عدمرکزیت استوار بوده تصامیم که درانجام وتطبیق پروگرام های ترویجی گرفته میشود بایدتوسط کارکنان آن به سویه های مختلف گرفته شود.

آمرین باید زمینه رادرپیشبرد اموربرای کارکنان طوری مساعدسازند تاعملیه اتخاذ تصامیم راتوسط دیگران سرعت بخشیده، زیردستان بتوانند درصورت غیابت آمرین مافوق بدون اینکه دراجراآت دستگاه کدام سکتگی رخ داده باشد، خود درپیشبرد امورمربوطه سهم گرفته متکی بخود بار آیند.  آمرین باید متوجه باشندکه تصامیم شان بمنظورتطبیق پلان وپروگرام های مربوط وقتاً فوقتاً بدرستی جامه عمل پوشیده وتسریع امور راسبب شود ازتصامیم یک جانبه که جنبه  تطبیقی ندارد ویا تطبیق آن منجربه دلسردی کارکنان دستگاه وبالاخره عدم تطبیق فعالیت های ترویجی گردد خود  داری بعمل آید، وهم تصامیم که مشورت زیردستان راایجاب میکند باید به زیردستان موقع داده شود تا درمورد ابزار نظرکرده برای پیشبرد وانجام بهترامور مربوطه بیش قبول مسئولیت نماید.

نظارازکاراداره

 

نـظـــارت:-  

وقتی یک نفرماموردریک ازشعبات یک دستگاه استخدام وبه انجام یک کارمشخص موظف میشود، مامورمسئول پیشبرد همان کارمشخص شناخته میشود. اگرمشخصات وظیفه ایجاب نمایدکه مامورازکارچندنفروارسی نماید دراینصورت دروظایف ومسولیت های وی تغیررونما گردیده وازهمین جاست که مفکوره نظارت عرض اندام میکند. بادرنظرداشت این اصل شخصیکه وظیفه رهنمائی ونظارت یک تعداد اشخاص رابرای پیشبرد اهداف معین ومشخص به عهده دارد بنام ناظروآمر یاد میگردد.

   یک آمرباید بداند که او وقتی درپیشبرداموریک دستگاه موفق بوده میتواندکه اوامر اومورد قبول زیردستان واقع شده رفتاروکردارش سرمشق خوبی به همکارانش شده بتواند.

بعضاًصفاتیکه میبائیست یک آمربه آن متصف باشد قرار ذیل ازآن یادآورمیشویم:

1.                   یک آمرباید فعال، برده بار، زیرک وهوشیاربوده درمقابل حوادث وناملایمات زندگی کم حوصله نشده صبروشکیبائی راازدست ندهد.

2.                   یک آمرباید جسماءً ورحاءًازصحت کامل برخورداربوده قدرت تفکرراراجع به موضوعاتیکه دراجراآت یومیه به آن برخوردمی کندداشته باشد.

3.             قدرت اتخاذ تصامیم لازمه رادپیشبرد امورداشته زیردستان راباصدورفیصله های قاطع دروقت اخذ هدایت رهنمائی کرده ایشانرا ازتشویق وتردد رهائی بخشد. ازاینرویک آمرباید اعتماد بنفس داشته دراوامرخودازمنتهای جرئت ماربگیرد.

4.                   یک آمربایدسعی ورزد تابرای پیشبرد امورازتشویق کارگرفته نظریات خویش رابااستفاده ازنفوذ اداری برزیردستان تعمیل نکند.

5.                   یک آمرباید دارای قوه افاده قوی بوده، بدرستی اظهارمطلب کرده توانسته درنوشته اش حتی الامکان ازبهترین اسلوب نوسیندگی کاربگیرد.

6.             قضاوتش درقسمت زیردستان بروی حقایق،لیاقت وعدم لیاقت زیردستان استواربوده درتشخیص لیاقت واجراآت زیردستان ازتعصب وکینه کارنگرفته ازحقایق چشم پوشی ننماید.

7.             کارکنان ترویجی نظربه سابقه کار، طرزتفکر، لیاقت ومهارت ازهمدیگر متفاوت اند. یک آمربادانستن این حقیقت باید ازهمه زیردستان توقع انجام اموررابطوریکسان نداشته، اگرکدام وقتی عدم همکاری ویابعضاًاختلافات اربین زیردستان مشاهده میکندموضوع را غیرعادی تلقی نکرده سعی ورزدتاروابط حسنه را باهمه زیردستان یکسان استحکام بخشد.

8.                   ازخواهشات وتوقعات زیردستان درحصه رشدشخصیت وبسط وظیفه مطلع بوده درفراهم ساختن تسهلات که زیردستان رادردانجام بهتروظایف شان کمک میکند اقدام نماید.

9.                   یک آمربایدزیردستان خویش راازگزارشات روزمره وتصامیم که درپیشبردامور دستگاه اتخاذ میگردد. نظربه شرایط وایجابات عصروزمان مطلع نگهدارد.

10.           بلاخره یک امربایدطورمتداوم اعمال، کردار واجراآت خویش راشخصاًدرمعرض ارزیابی قرارداده برنقش خویش درانجام امورمربوط تجدید نظرنمایدتاازنکات قوی وضعیف خود دانتسگی حاصل کرده درازبین بردن نکات ضعیف خویش سعی بخرچ دهد.

نظارت عبارت: ازفن کارکردن بایک گروپ اشخاصی است که صلاحیت بالای شان به ترتیبی عملی میشود تامساعی مشترک شان درانجام یک کارموثرانه درمعرض تطبیق قرارگیرد. وبه همین ترتیب استفاده آمرازصلاحیت های قانونی وحقوقی اش که برای آن داده شده تعریف میشود.

دراخیراین تعرف ازچندفکتوراساسات نظارت یادآورمیشویم:

اساسات نظارت:

1. اشخاصیکه دریک دستگاه اجرای وظیفه میدارند باید بدانندکه دستگاه ازایشان چه توقع دارد. وگذشته ازآن برای یک آمرضروری است که برای آشنائی مامورتازه اسختدام شده امور مربوط  دستگاه  را مساعد سازد.

2. کارکنان ترویجی باید برای انجام بهتروظایف شان نظربه ایجابات وظیفه رهنمائی شوند. برای برآوردن این منظورباید کارکنان ازموضوعات جاریه وتجاویزیکه برای پیشبرد فعالیت های مختلفه دستگاه اتخاذ میگردد مطلع نگهداشته شوند.

3.  کارخوب بایدهمیشه تقدیرشود. زیردستان علاقه مند هستندفعالیت وجدیت شان درپیشبرد امورمورد تقدیرآمران قرارگیرد.

4.  اجراآت نادرست زیردستان مورد انتقاد منطقی قرارگیرد. تنقیدازجراآت نادرست کارکنان باید طورخصوصی به ایشان ابلاغ گردد. درموردیکه یک ماموروظایف محوله اش رابدرستی انحام داده نتوانسته مرتکب شهووخطاشود وظیفه آمراست که ماموررادرپـیشبردبهترآن رهنمائی کند.

5. زمینه کاربه کارکنان باید طوری مساعد ساخته شودتاایشان ازخودنشان دهند که مسولیت بیشترا متقبل شده میتوانند.

6. کارکنان باید تشویق شوند تا برای ارتقای سویه علمی شان سعی بخرچ داده معلومات علمی وعملی رانظربه ایجابات  روزکسب نمایند.

7. کارکنان باید دریک محیط آرام وفضائی صحی اجرای وظیفه کنند.

انگیزه وتشویق دراموراداره

 

انگیزه وتشویق:-

    انگیره ، استعداد برای انکشاف، ظرفیت به عهده گرفتن مسؤلیت، آماده گی برای توجیه افکار بسوی اهداف دستگاه تماماًدرمردم موجود است.

راجرز واوم Rogers & Olmsted انگیزه راچنین تعریف نموده اند-

انگیزه سعی دربدست آوردن چیزیست که مردم می خواهند وبدان احتیاج دارند.

دوبنDub in)) درباره انگیزه چنین گفته اند: انگیره عبارت ازفشارهای درآمیخته ومبهمی است که به قسم یک محرک دریک شخص بوجود آمده واورا بدوام یک کاروامیددارد. به قول چرودنcheuden)) گفته-  انگیزه حالتی رادریک شخص بوجود می آوردکه میتوان آنرااحتیاج ویا ضروریات نامید. موجودیت این احتیاج درشخص یک نوع ناراحتی راتولیدنموده شخص عدم توازن فکری را درخویش احساس مینماید.

این عدم توازن،  افکارشخص رابسویک هدف رهبری منیماید که بلااخره ویرادربرآورده ساختن این احتیاجات کمک میکند وبه این ترتیب به این   ناراحتی هاکاهش میدهد.

    بطوعموم احتیاجات انسانی بدو گروپ عمده صنف بندی شده است. میتوان این احتیاجات رابنام احتیاجات اولیه ویا اساسی واحتیاجات ثانوی یاد می نمایند.

احتیاجات اولیه ازنیازمندهای فزیولوژیک منشهءمیگیرد، درحالیکه احتیاجات ثانوی  باضروریا ت ونیازمندی های روانی واجتماعی همبستگی دارد.

I- احتیاجات اولیه وفزیولوژیکی:احتیاجات اولیه بامقایسه دیگراحتیاجات انسانی دارای اهمیت زیاد بوده وبرای رفع این نیازمندی ها حق قدامت داده شده سلامت جسمی مرهون آن دانسته میشود. گرسنگی، تشنگی، تنفس،تمایلات جنسی احتیاجات اولیه انسانهارا تشکیل میدهد.

II- احتیاجات ایمنی ومصؤنیت: این احتیاج بعدازبرآورده شدن احتیاجات اولیه تبارزکرده وازنگاه اهمیت نزد انسانها دردرجه دوم قراردارد. انسانهانیازمند یک فضای صمیمیت، سرپناه آرام وصحی ویک اجتماع سالم که همه شرایط زندگی درآن بدرستی تنظیم شده باشد میباشد.

III- احتیاجات دوستی ووابسته بودن: احتیاج به دوستی ومحبت بعدازبراورده شدن احتیاجات اولیه واحتیاج ایمنی عرض وجود میکند. این عمدتاًبین اعضای فامیل ورفقاء بعدازرفع دونوع احتیاج فوق احساس میکند ودرنتیجه میخواهدکه به نحو ارتباط قایم نماید.

IV- احتیاج بخودپسندی : انسانها فطرتاًاحتیاج دارند که ازطرف دیگران احترام شده وبهمین ترتیب به دیگران نیزاحترام قایل اند. این احتیاج درآرزو بدست آوردن موفقیت، اهلیت، آزادی، قدرت، حیثیت ،آبرو، موقف، اهمیت وغیره صنف بندی شده میتواند.

V-  احتیاجات اتکابخود: این احتیاجات نظربه اهمیتکه دارد بحیث احتیاج درجه پنجم انسانها شناخته شده است.  دراین مرحله انسان کوشش دارد که کارهای مهمتری راکه امکان انجام آن موجوداست خودانجام دهد. این احتیاج دراشخاص متفاوت بوده و وقتی بروزمیکندکه همه احتیاج انسانی مرفوع گردیده باشد.

   احتیاجاتیکه درفوق تذکری ازآن بعمل آوردیم همه درخوراهمیت بوده ویک به دیگرارتباط داشته ازهم جدا ساختن آن مشکل است.

به ارتباط این موضوع مایرز(Myers )درنوشته احتیاج کارمندان رادریک دستگاه به دوگروپ، احتیاجات انگیزوی وعوامل بقاتقسیم کرده است. وی عوامل بقاء رابقرارذیل تشریح مینماید.

I-        عامل اقتصادی:آن عوایدراتشکیل میدهد که خودبخود برای مامور محض به منظورمقرربودن دریک وظیفه تفویض میگرددازقبیل مددمعاش وسایراجرتها.

II-      مصؤنیت : نیازبه داشتن به پیشامد خوب آمر واحساس مصؤنیت وظیفوی.

III-   وارد بود: داشتن معلومات راجع به دستگاه و وظیفه که درآن اشغال کرده است وبه همین ترتیب ارتباط مامور باسایرشعبات.

IV-   موقف: امتیارزات وغیره وسایل مورد ضرورت که بدسترس              ما مورگذاشته میشود. 

V-      احتیاجات فزیولوژی ازقبیل تهویه، برق، کانتین وغیره.

تشویق:-   

      تشویق به حالات بیرونی شخص ارتباط میگیرد. به نظریه دوبن Dubin)) گفته است- تشویق عبارت ازحرکتیست که درجریان فعالیت های جاریه درشخص آغازیافته وفعالیت هارا به یک طرف معین رهبری مینماید. بطورعموم عوامل تشویقی به دوگروپ صنف بندی میگردند:

  1. تشویق مثبت.
  2. تشویق منفی.

تشویق مثبت :

    عمامل تشویقی مثبت به مکافات پولی، مصؤنیت، قدردانی ازاجراآت خوب وسهیم ساختن کارکنان درامورغیره عوامل ارتباط میگیرد.

مکافات پولی : مکافات پولی ومالی به چیزارتباط میگرد به قسم پول طورمستقیم به کارکنان اهدامیگردد.

 

 

 

 

تهیه وترتیب توسط پوهیالی گل آقا " انوری"

استاد دانشگده زراعت دانشگاه کندز

 
  BLOGFA.COM